را، كه توسط بنديكت و كاسيودوروس به خوبي آغاز شده بود، تكميل كرد. پارامارتا از بوداييان هند، در اواسط قرن به چين رفت و بقيهٴ عمر خود را در آنجا به ترجمهٴ بسياري آثار سانسكريتي (نه فقط بودايي) به زبان چيني صرف كرد. اندكي بعد، در 560، بودايي هندي ديگري به نام جيناگوپتا، براي همان منظور به چين رفت و مدت ده سال در يكي از دربارهاي ترك اقامت گزيد، و بدين ترتيب تعاليم بودايي را در ميان قبايل ترك ترويج كرد. چيه - ئي فرقهٴ بودايي تازهاي بنا نهاد، به نام مكتب تين - تئاي، كه كمتر از چئان جنبهٴ باطني دارد، و مهمترين كتاب آن
سوتراي نيلوفر آبي است. فا - چينگ فهرست تازهاي از آثار بودايي به زبان چيني تأليف كرد كه در آن بالغ بر 2,257 اثر ذكر شده بود.
سرانجام، در 552، آيين بودا از طريق كره به ژاپن وارد شد. اين تاريخ بينهايت مهم است، و آغاز تمدن ژاپن به شمار ميرود. اين آغاز، طبعاً كُند و مبهم است و ما دربارهٴ آن چيز زيادي نميدانيم، ولي با وجود كمي معلومات ما، اين امر داراي اهميت شاياني است.
3. فلسفهٴ ايراني. تنها فيلسوف قابل ذكر پُل ايراني است كه در زمان انوشيروان برآمد. او به زبان سرياني و پهلوي شروحي بر آثار ارسطو نوشت. فيلسوف ديگري كه بايد نام برد، برزويه، طبيب انوشيروان بود، كه بازي شطرنج و حكايات بيدپاي را با خود از هند آورد، و آنها را از سانسكريتي به پهلوي ترجمه كرد. بدين ترتيب، مجراي ديگري ساخته شد كه از طريق آن حكمت هندي به ايران، و بعدها، به وسيلهٴ اسلام، به سراسر جهان رسيد.
4. رياضيات بيزانسي و چيني. اگر ما پاپيروس اخميم را از محصولات اين دوره بدانيم، چندان راه خطا نپيمودهايم؛ با اين حال، تاريخ آن به ميزان بسيار كمي حاكي از آن است، كه اصل اين پاپيروس قرنها پيش از آن اساساً به همان ترتيب نوشته شده باشد. اين پاپيروس يك راهنماي محاسبه است كه تا حدود زيادي همان روشهاي قديمي مصري را دنبال كرده.
هسيا - هويانگ رسالهاي مقدماتي در حساب نوشت كه غالباً مبتني بر آثار قديمتر چيني بود. چن لوان بر آثار رياضي قديم و بر اصول رياضي مورد نظر در آثار كلاسيك شروحي نوشت. چانگ چيو - چين يك كتاب درسي حساب تأليف كرد كه در آن به كسور توجه خاصي مبذول شده بود. به نظر ميرسد كه مقارن اين ايام، رياضيات هندي به چين نفوذ كرده است، چون كتابهاي زيادي دربارهٴ توضيح رياضيات و نجوم هندي در فهرست سلسلهٴ سوئي (589 تا 618) ذكر شده. مسلماً، اين درست همان چيزي است كه ميتوانيم انتظار داشته باشيم؛ معارف هندي ناچار است در مسير بوداييگري به چين وارد شود.
اندكي از رياضيات چيني (و امكان دارد رياضيات هندي) ممكن است پيش از پايان اين قرن از راه كره به ژاپن رسيده باشد.
جالب توجه است كه به استثناي پاپيروس اخميم، كه وجود آن در اينجا تصادفي است،